شادکامی؛ وعده ای پوچ  

دکتر  عیسی حکمتی

دهه های قبل، روانشناسی تحت تاثیر فرهنگ عامه مدعی و مروج این نگرش بوده است که مسیر خوشبختی انسان از شادکامی و نداشتن تجارب هیجانی منفی (مثلا غم، اضطراب و ....) می گذرد. این وضعیت همچون تله ای عمل کرده و تلاش برای شادکامی و رهایی از هر گونه هیجان منفی اثر پارادوکسیکال بر سلامتی روانی و بهزیستی داشته است و در بسیاری از موارد تلاش برای سرکوبی هیجانهای منفی منجر به تشدید و یا ابتلا به آسیب روانی می شود.
جای بسیار تاسف است که اکثر گروهها و کانالهای مجازی روانشناسی ما هنوز که هنوز است چنین دیدگاه عامه گرایانه ای را ترویج می دهند و بخش عمده مطالب روانشناسی در گروهها در برگیرنده مثبت اندیشی و ... است که فاقد پشتوانه و شواهد علمی هستند. استیون هیز، بنیانگذار علم رفتار بافتار (بنیاد زیربنایی درمان ACT و نظریه شناخت RFT)، به خوبی به پوچ بودن چنین نگرشی می پردازد و پس از پرداختن به تعاریف رایج شادکامی و جنبه های مختلف آن (مثل احساس لذت یا داشتن احساس خوب)، چنین نگاه و نگرشی را تهی می داند. به نظر وی گسترش فرهنگ تجاری و رسانه ای ترکیب علم و تکنولوژی، تحمل کوچکترین ناراحتی ها را که جزو ذات زندگی است برای ما دشوار کرده است و در کنار این سنتهای فرهنگی خاصی ما را در معرض خطر قرار داده است به طوری که ما به شکل اشتباهی در دنبال شادکامی هستیم. در واقع این گفته هیز را چنین می توان تفسیر کرد که ما مدلهای فضیلت گرایانه شادکامی را رها کرده و صرفا دنبال شادکامی لذت گرایانه هستیم.
مدل لذت گرایانه شادکامی (داشتن احساس خوب و هیجانهای مثبت و نداشتن احساس بد و هیجانهای منفی) توهمی بیش نیست؛ چیزی که فرهنگ عامه مردم را برای داشتن آن تشویق می کند. چنین وعدهای پوچ و چنین دیدگاهی آسیب زا بوده (البته این دیدگاه ریشه در زبان بشر و ساختار زبان و شناخت بشر دارد) و منجر به افزایش مشکلات روانشناختی و رنج شده است. مشکلاتی چون افسردگی، اضطراب و سایر مشکلات روانشناختی.
در واقع بر اساس چنین نگرشی نسبت به شادکامی است که امروزه مدلهای پزشکی و تجویز دارو برای این نوع مشکلات گسترش پیدا کرده است (یعنی از بین بردن ناراحتی ها، احساسها و هیجانهای منفی). پژوهشهای کنترل شده اما نشان می دهند که چنین رویکردی تاثیر بسیار اندکی دارند (مثلا در افسردگی داروها در یک پیوستار 56 درجه ای فقط دو درجه تغییر می توانند ایجاد کنند) و البته عوارض متعددی دارند و این را فراموش نکنیم که هزینه های گزافی (حداقل سالیانه میلیون ها دلار در هر کشور) به سیستم بهداشتی تحمیل می کنند. ما به علم خوب نیاز داریم، علم نجیب. باید پنجره ای کوچک در این دیوار درست کنیم؛ چیزی که در آن پیامدها و منافع بلند مدت مفید و خوب وجود داشته باشد و عوارض جانبی کمتر. چنین پنجره ای هم اکنون در حوزه روانشناسی و رواندرمانی به وجود آمده است که از جمله آنها درمانهای مبتنی بر شواهدی چون ACT، درمانهای رفتاری و رفتار درمانی شناختی است.
لینک سخنرانی استیون هیز با عنوان «شادکامی وعده ای پوچ است»
https://www.youtube.com/watch?v=I3OkPiUqyA4

شادکامی؛ وعده ای پوچ